اشعار حافظ : رازهای عشق بی‌ ملامت؛ کشف جهان‌ بینی روشن حافظ!

اشعار حافظ رازهای عشق بی‌ ملامت

در میان غزل‌ های شیرین و دل‌ افروز حافظ، این شعر یادآور جانِ عاشقی است که نه از عشق شرم دارد و نه از ملامت دیگران می‌ هراسد.
سخن از دلی است که با مهر زاده شده و چشمش به بدی نیالوده؛ دلی که در مسیر محبت، رنجش و کدورت را کفر میداند.

حافظ در این غزل جان‌ دار، جهان‌ بینی لطیف و آزاد منشانه‌ خود را آشکار می‌ کند جهانی که در آن عشق، برتر از قضاوت، و وفا، برتر از دل‌ آزردگی است.
این شعر دعوتی است به پالودن دل و زیستن در روشنایی مهربانی.

***

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن

مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست
به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن

به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب
که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن

به رحمت سر زلف تو واثقم ور نه
کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن

عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن

ز خط یار بیاموز مهر با رخ خوب
که گرد عارض خوبان خوش است گردیدن

مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن

⚡️ مطالبی که نباید از دست بدی

برای مشاهده فال حافظ روی دکمه زیر کلیک فرمایید :

فال حافظ