اشعار حافظ : حافظ و راز آشنایی دل‌ ها؛ کشف نادیده‌ ها و ناگفته‌ های عشق در این غزل جاودانه!

حافظ و راز آشنایی دل‌ ها

در جهان عشق، گاهی دل آن‌ قدر با دل دیگری آشناست که بی‌ نیاز از گفتن و نوشتن، رازها میانشان جاری می‌ شود.
حافظ در این غزل، سخنی از پیوندی می‌ آورد که نه در نگاه، که در جان آشکار می‌ شود؛ عشقی که آگاهی معشوق از دل عاشق را بدیهی می‌ داند. در برابر چنین رازی، سرزنشگران و بی‌ خبران راهی ندارند، چرا که چشم دل می‌ خواهد تا لطافت این آشنایی پنهان را ببیند.
این شعر دعوتی است به کشف نازدانه‌ ترین لحظه‌ های عشق؛ جایی که فهم، از جنس دل است نه زبان.

***

هواخواه توام جانا و می‌ دانم که می‌ دانی
که هم نادیده می‌ بینی و هم ننوشته می‌ خوانی

ملامت‌گو چه دریابد میان عاشق و معشوق؟
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعهٔ دلقش هزاران بت بیفشانی

گشادِ کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است
خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی

ملک در سجدهٔ آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حُسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی

چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است
مباد این جمع را یا رب غم از باد پریشانی

دریغا عیش شب‌گیری که در خواب سحر بگذشت
ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی

ملول از همرهان بودن طریق کاردانی نیست
بکش دشواری منزل به یاد عهد آسانی

خیال چنبر زلفش فریبت می‌دهد حافظ
نگر تا حلقهٔ اقبال ناممکن نجنبانی

⚡️ مطالبی که نباید از دست بدی

برای مشاهده فال حافظ روی دکمه زیر کلیک فرمایید :

فال حافظ