این غزل دیوان حافظ زیباترین گفت‌ و گوی عاشق و معشوقِ!

اشعار حافظ زیباترین گفت‌ و گوی عاشق و معشوقِ!

در این غزل، حافظ با زبان گل و بلبل از عشق و دلدادگی سخن می‌ گوید؛ بلبلی که تمام فکرش وصل به گل است، و گلی که در خیالِ ناز و عشوه‌ خود غرق شده.

حافظ در چند بیت، دنیایی از عشق، ظرافت و بی‌ قراری عاشقانه را ترسیم می‌ کند؛ روایتی از دلی که در تمنای معشوق میتپد و معشوقی که در غرورِ زیبایی خود، خاموش لبخند میزند.

شعری درباره‌ دو دل یکی در انتظار، یکی در اندیشه…

***

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانب عشق عزیز است فرومگذارش

صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارش

دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود
نازپرورد وصال است مجو آزارش

⚡️ مطالبی که نباید از دست بدی

برای مشاهده فال حافظ روی دکمه زیر کلیک فرمایید :

فال حافظ