شعر عاشقانه : چند دو بیتی عاشقانه از مولوی

چند دو بیتی عاشقانه از مولوی

دو بیتی‌ های عاشقانه‌ ی مولوی همچون جرقه‌ هایی از آتش عشق الهی و انسانی، در دل تاریخ ادبیات فارسی می‌ درخشند. این اشعار کوتاه اما عمیق، با زبان ساده و موسیقی روان، تصویری از شور و شیدایی عاشقانه را به جان مخاطب می‌ نشانند.

***

دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من
خواب شبم ربوده ای مونس من تو بوده ای
درد توام نموده ای غیر تو نیست سود من

***

افتاده ام در کوی تو، پیچیده ام بر موی تو
نازیده ام بر روی تو، آن دل که بردی باز ده
بنگر که مشتاق توام، مجنون غمناک توام
گر چه که من خاک توام، آن دل که بردی باز ده

***

شاه منی لایق سودای من
قند منی لایق دندان من
نور منی باش در این چشم من
چشم من و چشمه حیوان من

***

ای بر شقایق رنگ تو جمله حقایق دنگ تو
هر ذره را آهنگ تو در مطمع احسان تو
بی‌ تو همه بازارها پژمرده اندر کارها
باغ و رز و گلزارها مستسقی باران تو

***

در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب

***

درد ما را در جهان درمان مبادا بی شما
مرگ بادا بی‌شما و جان مبادا بی شما
سینه های عاشقان جز از شما روشن مباد
گلبن جان های ما خندان مبادا بی شما

***

ای در دل من میل و تمنا همه تو
واندر سر من مایه سودا همه تو
هر چند بروی کار در مینگرم
امروز همه توئی و فردا همه تو

***

چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی
خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را
ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی
چو ز تو یافت نشانی چه کند نام و نشان را

⚡️ مطالبی که نباید از دست بدی

برای مشاهده فال حافظ روی دکمه زیر کلیک فرمایید :

فال حافظ