یک غزل عاشقانه : سعدی و آفرینش جهانی خوش‌ بو از یاد محبوب!

یک غزل عاشقانه سعدی و آفرینش جهانی خوش‌ بو از یاد محبوب!

این غزل از سعدی سرشار از لطافت، ظرافتِ عاشقانه و تصویرسازی‌ های روحانی است. شاعر در فضایی آکنده از شوق و دلدادگی، عطر خوشِ معشوق را به نسیم و پیام حضور او را به پرنده‌ ای آشنا نسبت میدهد؛ گویی جهان طبیعت هم‌ صدا و همراه با دلتنگی عاشق سخن می‌ گوید.

سعدی با بهره‌ گیری از نمادهایی چون «آب زندگانی» و «حوض کوثر»، عشق را سرچشمه‌ ای قدسی و حیات‌ بخش تصویر می‌ کند و بیان میدارد که معشوق، چه زمینی و چه آسمانی، وجودش الهام‌ بخشِ زندگی، نور و امید است.

در این چند بیت، پیوند میان عشق انسانی و معنویت، و نیز نقش طبیعت در انتقال پیام عشق، در زیباترین شکل آشکار می‌ شود.

***

این بوی روح‌ پرور از آن خوی دلبر است
وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است

ای باد بوستان مگرت نافه در میان؟
وی مرغ آشنا مگرت نامه در پَر است؟

بوی بهشت می‌گذرد یا نسیم دوست؟
یا کاروان صبح؟ که گیتی مُنَوّر است

این قاصد از کدام زمین است مشک‌بوی؟
وین نامه در چه داشت؟ که عنوان معطرست

بر راه باد عود در آتش نهاده‌اند؟
یا خود در آن زمین که تویی، خاکْ عنبر است؟

بازآ و حلقه بر در رندان شوق زن
کاصحاب را دو دیده چو مِسمار بر در است

بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزه‌دار بر اللهُ اکبر است

دانی که چون همی‌ گذرانیم روزگار؟
روزی که بی تو می‌گذرد روز محشر است

گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم
هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است

صورت ز چشم غایب و اخلاق در نظر
دیدار در حجاب و معانی برابر است

در نامه نیز چند بگنجد حدیث عشق؟
کوته کنم که قصهٔ ما کارِ دفتر است

همچون درختِ بادیه، سعدی به برق شوق
سوزان و میوهٔ سخنش همچنان تَر است

آری خوش است وقت حریفان به بوی عود
وز سوز غافلند که در جانِ مِجْمَر است

⚡️ مطالبی که نباید از دست بدی

برای مشاهده فال حافظ روی دکمه زیر کلیک فرمایید :

فال حافظ