اشعار حافظ : وقتی حافظ می‌ گوید هیچ چیز ماندنی نیست؛ سفری در دل ناپایداری دنیا!

وقتی حافظ می‌ گوید هیچ چیز ماندنی نیست

حافظ در این غزل، پیامی سرشار از امید و رهایی را در دل اندوه فرو میریزد. او یادآوری می‌ کند که هیچ حال و احوالی پایدار نیست؛ نه غم میماند و نه شادی، نه بی‌ مهری رقیب و نه خاکساری عاشق.
این شعر، زمزمه‌ ای است برای دل‌ هایی که در گردنه‌ های سخت زندگی مانده‌ اند؛ نویدی که می‌ گوید «این نیز بگذرد».
حافظ با نگاهی عمیق و حکیمانه، تغییر پذیری دنیا را به یاد ما می‌ آورد و می‌ گوید همان‌ گونه که رنج دوام ندارد، هیچ قدرت یا موقعیتی نیز جاودانه نیست. پس دل باید آرام گیرد و چشم باید به فردایی روشن‌ تر باشد.

***

رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظرِ یار خاک‌سار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را
کسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماند

چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟
چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند

سرودِ مجلسِ جمشید گفته‌اند این بود
که «جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند»

غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه!
که این معامله تا صبح‌دم نخواهد ماند

توانگرا! دلِ درویشِ خود به دست آور
که مخزنِ زَر و گنجِ دِرَم نخواهد ماند

بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشته‌اند به زر
که «جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند»

ز مهربانیِ جانان طمع مَبر حافظ
که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند

⚡️ مطالبی که نباید از دست بدی

برای مشاهده فال حافظ روی دکمه زیر کلیک فرمایید :

فال حافظ