اشعار حافظ : یک غزل از حافظ که نگاهت به زندگی رو عوض میکنه!

اشعار حافظ یک عزل که نگاهت به زندگی رو عوض میکنه!

در میان غزل‌ های جاودانه‌ حافظ، این سروده از درخشان‌ ترین‌ هاست؛ جایی که شاعر با زبان عشق، از فلسفه‌ زندگی سخن می‌ گوید.
او زندگی را سفری میداند پر از دشواری و دگرگونی، اما در میان همه‌ طوفان‌ ها، دعوت‌ مان می‌ کند به رهایی، شور، و آگاهی از لحظه‌ اکنون. در این غزل، عشق و زندگی در هم می‌ آمیزند تا معنای حقیقی زیستن را فاش کنند.

***

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

⚡️ مطالبی که نباید از دست بدی

برای مشاهده فال حافظ روی دکمه زیر کلیک فرمایید :

فال حافظ