Sign in
Welcome! Log into your account
your username
your password
Forgot your password? Get help
Password recovery
Recover your password
your email
A password will be e-mailed to you.
دیلی حافظ – فال حافظ روزانه
غزلیات دیوان حافظ
فال و طالع بینی
فال حافظ امروز با تفسیر دقیق
⭐️ غزلیات دیوان حافظ
غزل شماره ۳۷۷ : ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غزل شماره ۳۷۶ : دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
غزل شماره ۳۷۵ : صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
غزل شماره ۳۷۴ : بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
غزل شماره ۳۷۳ : خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
غزل شماره ۳۷۲ : بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
غزل شماره ۳۷۱ : ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
غزل شماره ۳۷۰ : صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم
غزل شماره ۳۶۹ : ما ز یاران چشم یاری داشتیم
غزل شماره ۳۶۸ : خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
غزل شماره ۳۶۷ : فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
غزل شماره ۳۶۶ : ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
غزل شماره ۳۶۵ : عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم
غزل شماره ۳۶۴ : ما بی غمان مست دل از دست دادهایم
غزل شماره ۳۶۳ : دردم از یار است و درمان نیز هم
غزل شماره ۳۶۲ : دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
غزل شماره ۳۶۱ : آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم
غزل شماره ۳۶۰ : گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
غزل شماره ۳۵۹ : خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
غزل شماره ۳۵۸ : غم زمانه که هیچش کران نمیبینم
غزل شماره ۳۵۷ : در خرابات مغان نور خدا میبینم
غزل شماره ۳۵۶ : گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
غزل شماره ۳۵۵ : حالیا مصلحت وقت در آن میبینم
غزل شماره ۳۵۴ : به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
غزل شماره ۳۵۳ : من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
غزل شماره ۳۵۲ : روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم
غزل شماره ۳۵۱ : حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
غزل شماره ۳۵۰ : به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
غزل شماره ۳۴۹ : دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
غزل شماره ۳۴۸ : دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
غزل شماره ۳۴۷ : صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
غزل شماره ۳۴۶ : من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
غزل شماره ۳۴۵ : بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
غزل شماره ۳۴۴ : عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم
غزل شماره ۳۴۳ : چل سال بیش رفت که من لاف میزنم
غزل شماره ۳۴۲ : حجاب چهره جان میشود غبار تنم
غزل شماره ۳۴۱ : گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
غزل شماره ۳۴۰ : من که از آتش دل چون خم می در جوشم
غزل شماره ۳۳۹ : خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
غزل شماره ۳۳۸ : من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
غزل شماره ۳۳۷ : چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
غزل شماره ۳۳۶ : مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
غزل شماره ۳۳۵ : در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
غزل شماره ۳۳۴ : گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
غزل شماره ۳۳۳ : نماز شام غریبان چو گریه آغازم
غزل شماره ۳۳۲ : مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
غزل شماره ۳۳۱ : به تیغم گر کشد دستش نگیرم
غزل شماره ۳۳۰ : تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
غزل شماره ۳۲۹ : جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
غزل شماره ۳۲۸ : من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
غزل شماره ۳۲۷ : مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
غزل شماره ۳۲۶ : در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
غزل شماره ۳۲۵ : گر دست دهد خاک کف پای نگارم
غزل شماره ۳۲۴ : گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
غزل شماره ۳۲۳ : ز دست کوته خود زیر بارم
غزل شماره ۳۲۲ : خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
غزل شماره ۳۲۱ : هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
غزل شماره ۳۲۰ : دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
غزل شماره ۳۱۹ : سالها پیروی مذهب رندان کردم
غزل شماره ۳۱۸ : مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
Load more